تبليغاتX
سلطان ساوالان
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت *** روز جمعه به همراه دو تا از همکارانم به درکه جنگلهای کارا رفته بودیم آقا رضا ومسعود دو تااز همکاران هستن که تازه گی کوهپیمایی را شروع کرده اند بسیاز خوش گذشت هوا هم خیلی عالی بود جنگلهای کارا در ارتفاعات شمال تهران می باشد که بایستی از مسیر درکه به انجا رفت
|+| نوشته شده توسط سهند در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 و ساعت 12:56 | 
آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
|+| نوشته شده توسط سهند در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 و ساعت 9:3 | 
برنامه این هفته
این هفته به همراه چند تا از همکارانم به درکه ( جنگلهای کارا ) میریم اگه کسی مایل باشه  می تونه با ما بیاید لطفا پیغام بگذارین
|+| نوشته شده توسط سهند در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 و ساعت 9:59 | 
گلابدره
گلابدره

چهارشنبه شب به  چند تا از همکارانم اس ام اس فرستادم که جمعه می خوام برم گلابدره هر کس امادگی اش را داره خبر بده سه تا از همکارانم جواب مثت دادند قرار گذاشتیم جمعه ساعت ۶ صبح میدان تجریش بغل مجسمه دکتر حسابی باشیم من اولین نفربودم که رسیدم تقریبا ۲ دقیقه مونده بود به ساعت ۶ صبح آقا عادل تقریبا با ۵ دقیقه تاخیر ورضا ومسعود با ۱۵ دقیقه تاخیر سر قرار بودند سوار ماشین اقا رضا شدیم وبه طرف گلابدره رسیدیم تقریبا ساعت ۶.۳۰ دقیقه اول گلابدره بودیم که به سمت کوه حرکت کردیم هوای خوب وصبح دل انگیز  ُ انگیزه همکارانم را دو چندان کرده بود  آروم آروم به راهمان ادامه دادیم صدای پرندگان  لذت صبحو کوه را دوچندان کرده بود تقربا ساعت ۱۰ به کلکچال رسیدیم یکی از دوستانم را آقا عسگر را در کلکچال دیدیم که داشتند صبحانه میل می کردند پس از احوال پرسی ما بساط صبحانه را پهن کردیم بعد از سرو صبحانه که ساعت حدودا ۱۲ ظهر بود به سمت بپایین از همان مسیر گلابدره حرکت کردیم  همکارانم خیلی لذت برده بودند  واقعا طبیعت گلابدره بسیار زیبا بود هوای خوب ُ آواز پرندگان شگوفه های درختان بسیار جذاب ودل انگیز بود .

چند تاعکس در ادامه مطلب گذاشتم ببینید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سهند در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 و ساعت 10:8 | 
( طناب ) Rope The
داستان را در دلتان با صدای بلند و با توجه بخوانید. مطمئنا تا سال ها آن را در خاطر خواهید داشت.
داستان درباره یك كوهنورد است كه می خواست از بلندترین كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز كرد ولی از آنجا كه افتخار این كار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از كوه بالا برود.
او سفرش را زمانی آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاریكی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنكه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این كه هوا كاملاٌ تاریك شد.
به جز تاریكی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند .پ كوهنورد همانطور كه داشت بالا میرفت، در حالی كه چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد..
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیاش را به یاد میآورد. داشت فكر میكرد چقدر به مرگ نزدیك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سكوت، چارهای نداشت جز اینكه فریاد بزند:
“خدایا كمكم كن”. ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ - نجاتم بده.
- واقعاٌ فكر میكنی میتوانم نجاتت دهم.
- البته تو تنها كسی هستی كه میتوانی مرا نجات دهی.
- پس آن طناب دور كمرت را ببر
برای یك لحظه سكوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یك كوهنورد را پیدا كردند كه طنابی به دور كمرش حلقه شده بود در حالیكه تنها یك متر با زمین فاصله داشت!!
و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده كه طناب را رها كرده باشید؟
هیچگاه به پیامهایی كه از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شك نكنید.
هیچگاه نگویید كه خداوند فراموشتان كرده یا رهایتان كرده است.
هیچگاه تصور نكنید كه او از شما مراقبت نمیكند و به یاد داشته باشید خدا همواره مراقب شماست.

نقل از سایت کلوب :http://www.cloob.com/profile/memoirs/list/username/raiis_hamshahri91/wrapper/true

|+| نوشته شده توسط سهند در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 و ساعت 17:12 | 
معلم لر گونی
من معلم گونین بوتون معلملره وخصوصا منه درس دیین معلملریمه  تبریک دئیب واونلار ین قارشیسیندا باش اییرم  آرزو ائدیریم همیشه شاد یاشاسینلار
|+| نوشته شده توسط سهند در شنبه 14 اردیبهشت1387 و ساعت 13:52 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar